خرید بک لینک
به نام "او" دستانش بر چشمانش بود، می خندید سرمست، می رقصید چون برگ خزان، می اندیشید به سان کودکی خردسال، و دستانش بر چشمانش! فریاد می زد که تو مرا نخواهی دید!!!! او نمی دید تا رویای وصل برگ و باد محقق نشود. اما رویای وصل به چشمانمان کاری ندارد، رویا بر قلب وارد می شود. جایی که هیچ چیز

برچسب: نویسنده: سام هاشمی تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 16:10

صفحه بندی